عشق و زندگی
حکم اعدام بود"اعدامی لحظه ای مکث کردو بوسه ای برطناب دارزد!
دادستان گفت صبرکنید"اهای زندانی این چ کاریست؟؟؟؟
زندانی خنده ای کرد وگفت:بیچاره طناب دارنمیگذاردزمین بیفتم....ا
ما ادمها بدجورزمینم زدند....
نظرات شما عزیزان:
وبلاگ بسیار زیبایی داری اومدم وبت نظر دادم توهم بیا وبم نظرتو بگو مرسی در ضمن اگه مایل به تبادل لینک بودی منو لینک کن خبر بده لینکت کنم ممنون.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
tags: